مدیریت امضاء- 17

نوشته شده توسط مدیر سایت on . Posted in مدیریت امضا

 

آقای دكتر محمدی- از صحبتهای شما اینطور استنباط میشود كه عدهای با توجه به مطالب كتاب هنری نتیجه گرفتهاند كه ...

- لطفاً استنباطهای خودتان را به من نسبت ندهید.

- استنباط از ماست ... ولی از فحوای كلام شما.

-انگار امروز صبح، خورشید كلام از مدار درست خودش طلوع نكرده است، لذا امیدوارم سوء تفاهمها تشدید نشود... نظر من در مورد عدم نیاز به تست تأییدی هپاتیت B روشن است.

- یعنی جمله توصیهای برای پایین ورقه شماره 17 غلط است و اضافی.

- بله. البته در مورد جوابهای خارجی ''احتمالاً'' غلط است، چون از ماهیت تست اولیه آن و از كفایت و كارآیی و میزان خطاهای آن بیخبریم، ولی در مورد آزمایشگاههای تشخیص طبی ایران، چنان توصیهای كاملاً نابجا است. حتی این استنباط ناصحیح در مورد HBV مدتی است كه در بعضی آزمایشگاهها به HCV هم تسری پیدا كرده است و موجب شده جملههای غلطی را پائین برگهها ببینیم كه توصیه به تأیید تست HCV كردهاند. (برگههای آزمایش شماره 22 و 23 را ملاحظه فرمائید).

- ولی قبلاً گفته بودید كه آزمایش HCV نیاز به تأیید دارد.

- بلی. احتیاج به تست تأییدی دارد، ولی به شیوه مخصوص خودش یعنی با RIBA.

- آیا در مورد تأیید HCV در كتاب هنری چه چیزی نوشته شده است؟

- همان چیزی كه همه كتابها میگویند.

- منظورم این است كه موضوع نادری نوشته نشده كه از سوی خوانندگان آن كتاب باعث سوء تعبیر و تصمیم برای صدور بخشنامه بشود؟!

- نمیدانم امروز چه اتفاقی افتاده كه گفتگوی ما قدری با كدورتهای دو طرفه توأم شده و ممكن است با سوء تفاهم دو جانبه پیش برود. حتی ممكن است انتقال این صحبتها به خوانندگان مجلهتان موجب گسترش این حالت در بین آزمایشگاهیان شود. به همین دلیل پیشنهاد میكنم كه جلسه امروز را كوتاه كنیم آنچه كه من در مورد استفاده از كتاب نامناسب- یا بهتر است بگویم استفاده نامناسب از كتاب عرض كردم در همه جا صادق است. این مشكل را با كتابهای دیگر هم داریم و خاص رشته آزمایشگاه نیست. در مورد رشته درسی خود من نیز اینطور است. ما در مبحث ایمونولوژی كتاب خوبی داریم به نام Cellular & Molecular Immunology معروف به كتاب ابوالعباس.

- بله. این كتاب را خوب میشناسیم.

- آقای ابول كی. عباس اصالتاً عرب و تابع امریكاست و بیش از یك دهه است كه كتابش در دنیا گل كرده است چون مباحث نوین و جالبی را در حیطه ایمونولوژی سلولی و مولكولی معرفی كرده است. ولی نكته اینجاست كه این كتاب هر چند یك كتاب ایمونولوژی است، ولی به هیچ وجه مناسب تدریس یا آموزش برای دانشجویان پزشكی كشورمان و رشتههای وابسته مثل علوم آزمایشگاهی نیست، ولی سالهاست كه در ایران به عنوان مرجع درسی این رشتهها معرفی می‌‌شود.

درست است كه پیشرفت علوم سلولی و مولكولی تا حد زیادی مدیون ایمونولوژی بوده است و هنوز هم سلولهای سیستم ایمنی به دلیل ویژگیهای منحصر به فردشان از نظر تكثیر و سهولت دسترسی و طول عمر خیلی طولانی یا بعضاً خیلی كوتاه و همچنین به دلیل تغییرات چرخه زندگیشان و در شرایط ریزمحیطی متفاوت، به عنوان مدلهای نابی برای پژوهشهای بیولوژی و ژنتیك محسوب میشوند، ولی این دلیل نمیشود كه هر دانشجویی و در هر مقطع تحصیلیای مجبور باشد كه به جای خواندن درس ایمنیشناسی بالینی یا حتی ایمنیشناسی پزشكی، كتاب ایمونولوژی سلولی و مولكولی بخواند و نهایتاً بعد از فارغالتحصیلی نه كلیات ایمونولوژی را به خوبی فهمیده باشد و نه ایمونولوژی انسانی را- چه برسد به ایمونولوژی مدیكال یا حتی كلینیكال. این است كه برای دانشجویان پزشكی در مقاطع بالینی و بیمارستانی و هنگام رسیدن به جنبههای عملی و كاربردی پزشكی، مباحث  ایمونولوژی بسیار نامأنوس میماند و انگار كه اصلاً قسمتهای زیادی از درس ایمونولوژی را نخواندهاند. البته به قول یكی از دوستان، خوشبختانه كتاب ابوالعباس در آخرین ویرایش خود نشان داده كه دارد اصلاح میشود و به راه میآید!

- یعنی چطور؟!

- یعنی از علوم سلولی و مولكولی محض در حال فاصله گرفتن است و مباحث بالینی و كاربردی پزشكی و پیراپزشكی را به وضوح وارد متن خود كرده است.

- اگر اینطور بشود كه خیلی خوب است و درس ایمونولوژی اینقدر سخت به نظر نمیآید.

- پیشبینی میشود كه بعید نیست در آینده نزدیكی نام كتاب هم دچار تغییراتی بشود چرا كه لازمه ماندن در بین كتابهای ایمونولوژی طبی، گنجاندن موضوعات مربوط به پزشكی و پیراپزشكی است و مباحث مربوط به بیماریهای انسانی.

درست است كه كشفیات زیستی فراوانی در علوم سلولی و مولكولی دنیا توسط دانشمندان ایمونولوژی صورت گرفته است و درست است كه در سالهای اخیر، اكثر برندگان جایزه نوبل در گروه پزشكی، ایمونولوژیست بودهاند ولی این دلیل نمیشود كه علم ایمونولوژی تمام بار علوم مولكولی و سلولی را به دوش بكشد و از وظایف خود غافل شود و از طرف دیگر، دانشجویان ما در دانشكدههای گروه پزشكی به خاطر یادگیری علوم روز مجبور باشند آنها را در كلاسهای ایمونولوژی فرا بگیرند.

اگر قرار است دانشجویان علوم آزمایشگاهی با موضوعات جدید روز آشنا شوند، باید به فكر واحدهای درسی جداگانهای بود و معاونت آموزشی وزارتخانه میباید در تدارك سرفصلهای نو در قالب واحدهای درسی نو و تجدید نظر شده باشد.

ظاهراً شما نیز بدتان نمیآید كه وظیفه اصلی خودتان كه پیگیری مبحث مدیریت امضاء باشد را گاهگاهی فراموش كنید و بحث را به جاهای دیگری بكشانید. پس بهتر است كه برجلسه امروز نقطه پایان بگذاریم و چند برگه آزمایش بیاوریم كه در مورد آنها صحبت بشود.

به قول حافظ: مصلحت دید من آن است كه یاران همه كار؛ بگذارند و سر طره یاری گیرند!

- آقای دكتر محمدی از شما متشكریم.

خوانندگان عزیز ماهنامه اخبار آزمایشگاهی میتوانند اظهار نظرهای خود در مورد آزمایشهای شماره 22 و 23 و 24 و 25 و 26 را به آدرس نشریه ارسال نمایند.